چقدر چشم تو ، قلب مرا نشانه گرفتچقدر بی تو دلم روز و شب بهانه گرفتچه روزها که به یادت ، پُرآب شد چشمَمچقدر ، آتش غم در دلم زبانه گرفتچه رنج ها که کشیدم ، که یار من باشیچقدر بی تو نفس در دلم ، شبانه ،
برچسب:
نویسنده: سپیده میرزاپور
نپـرس حالِ دلم را ، ... که زیر بارِ غمی ستکه پُشتِ خنده ی من ، داغِ هجرتِ صنمی ستمـن از درازیِ عُمــرِ عَبـث ، نمـی نالمکه دَرد ، بی تو زیاد است و عُمر ، بی تو ، کَمی ستبیا که کوچه ی ما را غُبار ، ...
برچسب:
نویسنده: سپیده میرزاپور
دلم به مویِ تو ، مانند جان که با نَفَسشبه جز تو خسته شد از هر هَوا و هر هَوسَش!مرا اسیرِ خودت کرده ای و بی خبری ...کُجا کنار می آید ، پرنده با قفسش؟به باغبانِ خودت ، ای گُل! ... اعتماد نکنکه سمتِ گل ن
برچسب:
نویسنده: سپیده میرزاپور
احساس عجیبی ست ، ... گرفتار تو باشمدر طالع من نیست ، ... سزاوار تو باشمبا دیده ی شَک می نگرم باز به تقویم ،شاید که مقدّر نشود ... یارِ تو باشمای دوست! که بر شانه ی من تکیه نکردی ،قسمت نشد اندازه ی دیو
برچسب:
نویسنده: سپیده میرزاپور
شَک میکنی به خویش و به باوَر نمیرسی!ای زندگی! ... چرا تو به آخَر نمیرسی؟این روزهایِ بد ، ... دو برابر که میدَوی ،می بینی آخرش ، دو بَرابر ، نمیرسی!هر قَدر بال و پر بزنی ، سَمتِ اوج هاگُنجشکِ من! به پا
برچسب:
نویسنده: سپیده میرزاپور
تو از سفر که می آیی ، بهار می آیددوباره خنده به این روزگار می آید
تو میرسی و من از دل ، دوباره می پرسمچگونه با غم دوری ، کنار می آید ؟
هنوز عکس تو را توی دفترم دارمهنوز روی نگاهت ... غبار می آید
ببین
برچسب:
نویسنده: سپیده میرزاپور
دنیا برای عـاشـقـان ، کــاری نخواهد کــردغیر از تـو ، من را هیچکس یاری نخواهد کرد
از من نخواه از روی مـاهت ، چشم بردارم!چشمان عاشق ، خویشتـنداری نخـواهد کرد
مُـرداب اگــر در فکـر اقـیـانـوس هـم بـاشـ
برچسب:
نویسنده: سپیده میرزاپور
من ، پُر از شوقِ نابِ بررسی از مرجع پرواز طبق کپی رایت مدل به این سرزمین نخواهم دادمی پَرَم! ، ... گرچه در قفس باشمتن به دیوارِ چین نخواهم داد
در سرم آرزوی دیدار استبر لبم داغِ سرخِ لبهایت ،من رضایت به بوسه ای غیر از ،آن لبِ نا
برچسب:
نویسنده: سپیده میرزاپور
ای دلیلِ بررسی از مرجع عاشقی طبق کپی رایت ! چندی ست ، اینجا نیستیدر نظر هستی ولی افسوس! ... پیدا نیستی
ماهِ من ، برگرد! ... اینجا تا ابد مأوای توستتا مرا داری خیالت تخت ، ... تنها نیستی!
قرصِ ماهِ کاملی ، ... یک شهر در تسخیر تو
برچسب:
نویسنده: سپیده میرزاپور
نشسته ام ، ... به مُداوای زخم های تنم!چه کرده ای تو ... که خون می تراود از سخنم؟
خبر رسیده ، به این خانه باز خواهی گشت!بیا که لرزه بیاندازد عشق ، ... بر بدنم
مرا به مرز جنون می کشد ، ... تماشایتسلام
برچسب:
نویسنده: سپیده میرزاپور
دلنشین ! ... ای غم دلواپسی ات بر کمرممن از آنـی کــه تــو پنداشته ای خسته ترم
عمر من کمـــتر از آنست کــــه باور بکنمکه تــو یــک روز بخـــواهـی بروی از نظرم
راه برگشت کجا ؟ لمــس کن این فاجعه رابی
برچسب:
نویسنده: سپیده میرزاپور
بوسه هایت خانمان سوز است ... جامِ باده نیست!شعله ور کن ، اعتیادی را که تَرکَش ساده نیست
هر که نامَت را بگوید ، بر صلیبش می کِشند ...کشته ی چشمانِ تو ، هرگز به خاک افتاده نیست!
عشق ، یک جنگ است ، جنگی
برچسب:
نویسنده: سپیده میرزاپور
ماهِ من ، از گریه ی عاشق خبر دارد مگر؟اشک هایم در دل سنگش ، اثر دارد مگر؟
آه از آن شلّاق ابرویش که در هم می کِشَدرو به من ، یک بار خندیدن ضرر دارد مگر؟
هر کسی می بینَدَت از دور شاعر می شوددر غمِ چشمت
برچسب:
نویسنده: سپیده میرزاپور
بگو چه درد عظیمی به جانم افتاده ست ؟چنین ، که طعم جهان از دهانم افتاده ستبه سیل و آتش و طوفان ، بگو که برگردند !که بی تو ، زلزله بر آشیانم افتاده ستمرا پس از تو هر آنکس که دید ، با خود گفت ،شهابِ بخت من ، از آسمانم افتاده ست !چه غم ، ملامت مردُم ؟ ... که شیشه ی عمرمبه دست دلبر نامهربانم افتاده ست ...به یاد عشق تو ، عمری سکوت خواهم کردکه بی تو واژه ی عشق از زبانم افتاده ست ...#محسن_نظریبرچسبها: غزل عاشقانه, محسن نظری, بهترین اشعار, شعر عاشقانه, غزل ناب
برچسب:
نویسنده: سپیده میرزاپور
کجاست آنکه لبم را ، به بوسه شاد کندکه سرسپرده ی خود را ، شبانه یاد کندتو رفته ای ، ... نگرانم برای این همه شعر !که روی دست دلم ، نانوشته باد کند !برای از تو نوشتن کم است ، اگر حتیدرختهای جهان را خدا ، مداد کند !من آن مسافر بیچاره ام که در صحراسراب دیده ، ولی باید اعتماد کند ... !هر آنکه تکیه کند بر تو ، سخت نادان استچه تکیه بر تو ، چه بر های و هوی باد کند ...گذشتی از من و گفتی ، اسیر بسیار است !به طعنه گفتم عزیزم ، خدا زیاد کند !#محسن_نظریبرچسبها: غزل عاشقانه, محسن نظری, بهترین اشعار, شعر عاشقانه, غزل ناب
برچسب:
نویسنده: سپیده میرزاپور